بیست و ششم شهریور ۱۳۸۵
و این من‌ام داوود...
 

شايد اين‌ دفعه‌اي كه به روز مي‌كنم كمي بيش‌تر از قبلي‌ها به عنوان پست آخر باشد. واقعيت اين است كه يا نبايد وب‌لاگ نوشت و اگر قرار است بنويسيم مرتب و بابرنامه باشد. به همين خاطر يكي از مقالات مورد علاقه‌‌ي زبان‌شناسي‌ام را كه درباره‌ي «داوود» و واوهاي آن است؛ در اين‌جا مي‌آورم. اميدوارم فرصت كافي داشته باشيد كه با حوصله آن را بخوانيد. مقاله در پنج بند تنظيم شده كه در عين پيوسته‌گي با ديگر بندها، هر كدام را به طور مستقل مي‌توان مطالعه كرد.

*

چون به نوعي پست آخر بود خواستم به همراه مقاله چند شعر هم در اول يا آخر آن بياورم، ولي از آن منصرف شدم، و احساس كردم در پست‌هاي قبلي شعرهايي هستند كه مي‌شود دوباره آن‌ها را خواند و درباره‌ي‌شان حرف زد. هم‌چنين نوشته‌هاي من در وب‌لاگ قبلي كه انگار اولين مجموعه‌ي شعرم است و اين ‌يكي در بلاگ‌فا دوميش. اما من مثل شاعراني كه از چاپ اولين مجموعه‌ي‌شان اظهار ندامت مي‌كنند، نيستم و خوش‌بختانه از آن راضي‌ام و قبول‌اش دارم.  http://2vav.persianblog.com

*

اين مدتي كه مثنوي تاخير شد يكي از دلايل‌اش مجله‌ي ادبي ـ دانش‌جويي‌ي «بلم» بود كه تا چند وقت ديگر منتشر مي‌شود. همين مجله و وب‌لاگ سبب خير بوده و باعث شده تا دوستان جديدي از دور نزديك پيدا كنيم. دوستان جدي و نيمه‌‌جدي. دوستاني كه هم به جهت ارسال آثار گران‌سنگ‌شان و هم براي كمك به تداوم انتشار، در پخش «بلم» در محافل دانش‌گاهي و غيردانش‌گاهي ياري‌گر ما بودند. به وب‌لاگ بلم هم سري بزنيد: http://balam.blogfa.com

شماره‌ي آخر بلم ـ به سردبيري‌ي من ـ در اسفندماه منتشر خواهد شد. بعد از آن نمي‌دانم بلم به دست چه كساني پارو خواهد خورد! يا اصلن منتشر خواهد شد يا نه؟ ولي فعلن كه ما بلم‌رانان داريم به ياري‌ي دوستان مي‌‌رانيم‌اش. لطفن آثارتان را براي شماره‌ي اسفندماه براي ما بفرستيد. Magazine_balam@yahoo.com

دوستان شاعر و نويسنده‌ي صاحب‌كتاب هم براي معرفي‌ي آثارشان در بلم مي‌‌توانند آن‌ها را به نشاني‌ي اردبيل، صندوق پستي‌ي 671 ـ 56135  و يا آستارا، خيابان حافظ، كدپستي‌ي4391617738 ارسال كنند.

 

تا روز و به روز ـ و نه بروز ـ ي ديگر

دابي ـ آخر تابستان85

 

* * *

 

  

به بهانه‌ی بررسی‌ی کتاب «راه‌نمای درس املا و دستور العمل تصحيح آن»

نوشته‌ی دکتر حسين داو[و]دی

 

چرا داوود با دو واو صحيح است؟

·         داوود ملک‌زاده

 

ü       صفر

     زمانی در يک کنفرانس دانش‌گاهی و برای درس آيين نگارش فارسی ـ در اثبات واوهای داوود ـ  اين گونه  به زبان ساده نوشتم: «...کلمه ای مثل"صابون"، بر وزن "داوود" را در نظر می‌گيريم و آن ها را با هم مقايسه می‌کنيم. "صا= دا" و "ن= د". از هر کدام از کلمات دو حرف می ماند، "بو" از صابون و "وو" از داوود. حالا واو را از صابون حذف می کنيم و کلمه را به ضم ِ "ب" می‌خوانيم:"صابُن". چيزی غير از اين نمی‌توانيم بخوانيم. به همين ترتيب از داوود "واو" دوم را حذف می کنيم، داريم: "داوَد" يا "داوُد". حال وقتی واوها به اين دو کلمه اضافه کنيم؛ صددرصد با اولی متفاوت است. يعنی "صابن" چاهار حرفی با "صابون" پنج حرفی يکی نيست و يک جور خوانده نمی‌شود و به طور يقين با هم فرق دارد. تفاوت اين دو کلمه در همان "واو"ی است که در يکی نوشته می‌شود و در ديگری نه. مخلص کلام اين که ما نمی‌توانيم بنويسيم "صابن" و بخوانيم "صابون". هم چنين است "داود" و "داوود". در اين جا هم نمی توان نوشت "داود" و آن را با اشباع و به غلط خواند "داوود"!»

 

 

 

ü       يک

     در کتاب « راه‌نمای درس املا و دستور العمل تصحيح آن» و در قسمت «حذف حرف» چنين آمده: «توضيح1ـ در کلماتی که واج صامت«و=v » با واج مصوت «او= u» همراه است، بايد هر دو حرف «و» نوشته شود. مانند ِ داوود ، چاووش، طاووس ، وول خوردن  و . . . » (1)

 

 

 

ü       دو

     من اعتقادم بر اين است که عامل اشتباهات نگارشی و تثبيت آن اشتباهات، غيرادبی‌ها هستند. همين اداره‌ی محترم ثبت احوال و کارکنان‌اش کلی ما را به بی‌راهه برده اند و حتا در نظرات کارشناسان زبان و ادبيات فارسی تاثير گذاشته‌اند.

     من با اين جمله موافق نيستم :«در مورد ضبط نام و نام خانواده‌گی‌ی افراد، منحصرن ملاک ضبط شناس‌نامه‌ی افراد است حتا اگر از نظر املا و نگارش هم خالی از اشکال نباشد.» (2) حالا در مورد نام خانواده‌گی شايد قابل قبول باشد. برای مثال آن‌جا که اسم فاميلی‌ی کسی باشد"آستارايي" و اشتباهن نوشته شود"آستاری". اين زياد مهم نيست. برای اين که کلمه‌ی جديد دارای معنای جديدی ست. نه شکل ديگری از "آستارايي". اما وقتی مثلن "دستوری" نوشته می شود "دسطوری"،خب اين مسلم است که غلط است. چرا بايد چيزی که غلط ثبت شده استعمال شود؟ قبول می‌کنم که در مورد اسم فاميل وضع کمی دشوار است. برای مثال اگر جايي ثبـــت شده"چاوش‌زاده" و اين اسم صد سال است که در شناس‌نامه و اسناد اين خانواده می آيد قضيه کمی فرق می‌کند. من هم اين‌جا می گويم که ملاک شناس‌نامه است. اما زمانی که مسئول محترم ثبت احوال "يونس" را به غلط "يونص" ثبت می‌کند تکليف چيست؟ به نظر می‌رسد ساده‌ترين راه، نوشتن يک درخواست برای اداره‌ی مذکور و اصلاح شناس‌نامه باشد. کاری که خود من انجام دادم. اسم من در موقع صدور شناس‌نامه با يک واو نوشته شده بود. پيش رييس ثبت احوال رفتم. پس صحبت‌هايي چند دفتر نام‌ها را باز کرد و ديد که حق با من است و دستور اصلاحات را صادرکرد!

     همين جا براي اداره‌ی محترم ثبت احوال پيشنهادی دارم. با توجه به اين که قرار است در يکی دو سال آينده شناس‌نامه ها به صورت کامپيوتری صادر شود؛ به يک مسئله هم توجه شود. برای جلوگيری از بعضی اشتباهاتی که در هنگام نوشتن و خواندن اسامی‌ی بعضی پيش می‌آيد؛ شکل لاتين هر اسم هم نوشته شود تا از غلط‌های احتمالی جلوگيری شود. برای مثال اسمی مثل «شــکری»، معلوم نيست که «shokri» است يا «shakari» . يا «کـرمی» ( karami  ، keremi ، kermi ). يا همين اسم فاميلی‌ی من که بارها به اشتباه به فتح «لام» تلفظ می‌شود. در حالی که صحيح‌اش به کسر «لام» و به معنی‌ی پادشاه است!

     اما شما فکر می‌کنيد که مولف محترم کتاب «راه‌نمای درس املا و ...» چرا در ذيل موارد دو املايي گفته که داوود با يک واو صحيح است؟ با اجازه‌ی شما من عرض می کنم. برای اين که اسم مولف محترم داوودی است آن هم با يک واو. و چون شناس‌نامه‌ی ايشان چنين است بنابراين ملاک همين است. يعنی مصوت و صامت و زبان‌شناسی و شکل صحيح کلمه و مصوبه و اين همه کارشناسْ کشک، و نظر، نظر مسئول محترم ثبت احوال است که شايد در آن زمان اکابر هم نخوانده بود! معذرت می‌خواهم که به اين شکل حرف می زنم. اما خيلی درد دارد وقتی ببينيم اين چيزها هم بازی شده‌اند.. قسم می خورم اگر نام خانواده‌گی‌ی مولف محترم با دو واو ثبت می شد هيچ‌گاه اين حرف را نمی‌زد.

     من برای همه احترام قايل‌ام. اما تاکيد می‌کنم که اين جا ديگر سليقه مطرح نيست. شايد در استفاده از شعر شاعران معاصر در کتاب‌های درسی سليقه و اعمال نظر باشد ـ که هست ـ ولی اين جور چيزها حساب دو دو تا، چاهار تاست.

     قبول کنيم که بعضی وقت‌ها نمی‌خواهيم قبول کنيم!

 

 

 

ü       سه

     بعد از همه‌ی اين حرف ها چه می خواهم بگويم و حرف حساب‌ام چيست؟ من فقط اين را می‌گويم که خيلی هم منطقی‌ست.  قبول که بعضی از کلمات دو املايي‌ست. قبول که در برخی اسناد و شناس‌نامه‌ها به دو صورت آمده. اما حرف اين جاست که بالاخره از نظر علم زبان‌شناسی يکی از آن‌ها صحيح‌تر است. وقتی در کتاب‌های مختلف راه‌نمای آيين نگارش و ويرايش با دلیل ذکر شده که داوود با دو واو صحيح است، حتمن همين طور است. (3)

     با توجه به اين که ما به همه‌ی اين مسايل وقوف داريم از اين به بعد نوع صحيح آن را پيشنهاد کنيم. يعنی در زير موارد دو املايي بنويسيم که داوود ـ با توجه به اين علت‌ها ـ درست است و سعی کنيم آن را با دو واو بنويسيم. نه اين که به رغم آگاهی از همه‌ی اين مطالب نوع اشتباه‌اش را استعمال کنيم.

استـثنا: چون اسم‌های خاصی مانند ِ«داود» و «چاوشی» در شناس‌نامه‌ها و متون و اسناد رسمی با يک «و» مضبوط و رايج شده‌اند به اين شکل صحيح هستند و غلط محسوب نمی شوند. (موارد دو املايی)» (4)

     توضيح بالا بسيار کامل و قابل قبول است. در واقع اگر درست فهميده باشيم؛ منظور نويسنده اين است که کلماتی مثل داوود، چاووش، طاووس و... بنا به علت‌های زبان‌شناسی ـ که علم محسوب می‌شود  و سليقه در آن راه ندارد ـ با دو واو صحيح هستند. خب. قبول. اما در ادامه گفته شده که چون بعضی از اين اسم‌ها در شناس‌نامه‌ها و اسناد و متون قديمی با يک واو آمده بنابراين جزو موارد دو املايي محسوب می‌شود. اين هم قبول. حالا با اين حساب منظور نويسنده اين است که مثلن داوود اصل‌اش با دو واو است. اما چون با يک واو هم نوشته شده؛ بنابراين اگر کسی به اين صورت هم بنويسد؛ غلط نيست. حالا شما بگوييد از اين حرف ها چه دست‌گيرتان می شود؟ داوود با کدام‌اش درست است؟ ساده است. با توجه به اين که هر دو نوع نگارش اين اسم مستعمل است و نظر به اين که واج صامت "و" با واج مصوت "او" همراه است بايد هر دو حرف نوشته شود. يعنی داوود و نه چيز ديگر.

     آيا اين درست است که ما به رغم دانستن صحت واژه، سراغ اشتباه‌اش برويم و آن را ترويج کنيم؟ در حالی که سال‌های سال در کتاب‌های درسی داوود با دو واو نوشته شده و حتا در درس آيين نگارش سال اول دبيرستان (نظام قديم) به اين صورت آمده است:

 

چنين ننويسيم                                                                   چنين بنويسيم

                  جرئت، هيئت                                                               جرأت ،هيأت

زکوة، صلوة                                                                زکات، صلات

           داود،طاوس،کاوس                                                               داوود،طاووس،کاووس

و ... (5)

     حالا می‌بينيم که به جز مواردی چند، برعکس اين نکته‌ها توصيه می‌شود. مگر زبان‌شناسی مدل لباس است که با گذر زمان تغيير کند؟ اگر چنين است در اسناد و متون قديمی و حتا الان در بسياری موارد، حرف «به» را به کلمه‌ی بعد از آن می‌چسبانند و مثل حرف جر عربی (بـ) با آن رفتار می‌کنند. آيا اين هم بايد به همين شکل باشد؟  آيا الان هم ما بايد بنويســيم «بنام خداوند جان و خرد» يا «به نام ...» ؟ و يا در گذشــته «می» را وقتـی به اول فعل می‌آوردند می‌نوشتند: «بشنو از نی چون حکايت ميکند» و بسياری موارد شبيه به اين. يا مثلن کلماتی مثل "تقوا" و "شورا" که در گذشته به صورت "تقوی" و "شوری" نوشته می‌شده‌اند. شايد گفته شود مثال‌هايي که ذکر شد اسم خاص نبودند. اما در مورد اسامی‌ی خاص هم مواردی هست. برای مثال اسم‌هايي که مرکب هستند و در گذشته سر هم نوشـــته می شده و امـــروز جدا . به عنوان مثال اسم "فتحعليشاه" در تاريخ و اسناد با هم نوشـــــته شده، در حالی که امروز در کتاب‌هـای درسـی به صـورت "فتح علی شاه" و يا "فتحعلی شاه" نوشته می شـود، يــا "گيلان‌شاه"(گيلانشاه) و موارد ديگر.

     طبق اصول روان‌شناسی و جامعه‌شناسی خيلی از انديشه‌ها و کرده‌های ما در حوزه‌های مختلف ـ در گذشته ـ اشتباه بوده که بعدها متوجه شده‌ايم و در پی ِ جبران برآمده‌ايم. اگر ما هم فقط گذشته را ملاک قرار دهيم و صرفن به اين خاطر که چون پيشينيان به اين سياق رفتار می‌کردند عمل کنيم جای هيچ بحثی باقی نيست. اگر چنين باشد پس فرق بين ما اعراب جاهلی چيست؟ هنگامی که اسلام به وسيله‌ی حضرت محمد(ص) ظهور کرد و آن را به بت‌پرستان معرفی کرد اين حرف‌ها را شنيد که چون آبا و اجداد ما بت‌پرست بودند بنابراين ما نمی‌توانيم از رسم ديرينه‌ي‌مان دست برداريم. و چنين شد که آن قوم «اعراب جاهلی» نام گرفتند.

     توجه به گذشته و سنت تا جايي ممکن و پذيرفتنی‌سـت که منجر به اشتباه و کج‌روی نشود.

 

 

 

ü       چاهار

    خواستم آس اين نوشته را در آخر رو کنم که حرف پايانی‌ی من است. در جدول‌های پايان کتاب «راه‌نمای درس املا و ...» چنين آمد است: (6)

 

عناوين دو املايي

دو املايي

ملاحظات

الف ـ اتصال و انفصال

اتصال و انفصال «است و اند»

اتصال و انفصال«بی»

اتصال و انفصال«به، می »

. . .

 

هر دو صحيح است

هر دو صحيح است

هر دو صحيح است

. . .

 

مصوبه:«معلم است،معلم‌اند»، گونه‌ی ديگر:«معلمست،معلمند»

مصوبه:«بی علاقه» ، گونه‌ی ديگر:«بيعلاقه»

مصوبه:«به خانه می‌رود» ، گونه‌‌ی ديگر:«بخانه ميرود»

. . .

ب ـ تغيير

تغيير حرف

 

هر دو صحيح است

 

مصوبه:«مسئول،املای فارسی، دانايي»

گونه‌ی ديگر:«مسؤول، املاء فارسی، دانائی»

ج ـ حذف و اضافه

 

هر دو صحيح است

 

مصوبه:«داوود، جست و جو و ...

گونه‌ی ديگر:«داود، جستجو» و ...

 

خواهش می‌کنم به اين جدول کمی بيش‌تر دقت کنيد. در اين جدول به کلمات دو املايي اشاره شده است که اگر دانش‌آموز هر کدام از آن ها را بنويسد غلط محسوب نمی‌شود. اين دو دسته از کلمات جدول با دو عنوان «مصوبه» و «گونه‌ی ديگر» از هم جدا شده اند. اجازه بدهيد معنی‌ی مصوبه را روشن بيان کنيم. مصوبه يعنی اين که کلمه‌های دو املايي در کتاب‌های درسی به شکل مصوبه نوشته شده‌اند. يعنی در کتاب‌های درسی نوشته شده «معلم است، معلم‌اند، بی‌علاقه، به خانه می‌رود ، مسئول، املای فارسی، دانايي، جست‌و‌جو و ...» اما تنها کلمه‌ای که «گونه‌ی ديگر» آن در کتاب‌هاي مورد استفاده قرار گرفته «داوود(ع)» می باشد!

     تمام حرف اين مقاله هم همين است. اين که همه‌ی مصوبه‌ها (اصول) درباره‌ی واژه‌های مختلف رعايت شده به جز داوود. صحبت اين است که ما حداقل شکل مصوب اين کلمات را در کتاب‌ها استفاده کنيم. حالا اگر کسی پيدا شد و «گونه‌ی ديگر» آن ‌ها را استفاده کرد؛ به او غلط نمی‌گيريم. مطمئن باشيد.

*

    کمی واقع‌بين باشيم. ما اگر در چنين مسايل ساده‌ای به توافق نرسيم معلوم است که در موارد نظری هيچ‌گاه به نتيجه نمی‌رسيم.

      با آرزوی طول عمر برای مولفان و مصوبان محترم کتاب‌های درسی ، و با توجه به اين که اين کتاب‌ها هنوز به چاپ قطعی نرسيده‌اند؛ به اصلاح اين موارد بپردازيم تا از همين جا جلوی شيوع بيماری‌های فارسی را بگيريم.

موفق باشيم!

 

 

تابستان 1383

آستارا

 

 

 

 

پانوشت

 


 

1. راه‌نمای درس املا و دستور العمل تصحيح آن ، دکتر حسين داو[و]دی، ص 42، انتشارات مدرسه ، چاپ اول، پاييز 1376

 

      2. راه‌نمای نگارش و ويرايش ، تاليف ِ دکتر محمدجعفر ياحقی  و دکتر ناصح‌، انتشارات آستان قدس رضوی‌، چاپ هفدهم، 1380، ص 21، پانوشت کتاب.

 

      3. «در کتابت داوود، کاووس، طاووس و مثل آن ها ـ که با اشباع تلفظ می شود ـ در کتابت با دو «واو» (یکی نماینده‌ی صامت است و دیگری نماینده‌ی مصوت بلند « ـُـ و / u» ) نوشته می‌شود.» این نکات در بسیاری از کتاب‌های مربوط به نگارش و ویرایش آمده است و هر کدام به زبانی آن را مطرح کرده‌اند که در نهایت حرف همه‌ی‌شان یکی‌ست.

برای مثال به چند مورد اشاره می‌شود:

ــ زبان و نگارش فارسي، مولفان: دکتر حسن احمدی، دکتر اسماعيل حاکمی، دکتر محمود طباطبايی، يدالله شکری، انتشارات سمت، چاپ دهم، زمستان۱۳۷۴

ــ‌ راه‌نمای نگارش و ويرايش، تاليف ِ دکتر محمدجعفر ياحقی و دکتر ناصح، انتشارات آستان قدس رضوی ، چاپ هفدهم، 1380

ــ شيوه‌ی نگارش، دکتر مرتضا کاخی، انتشارات اميرکبير، چاپ سوم، 1380

ــ آيين نگارش علمی، دکتر عباس حری، دبيرخانه‌ی هيئت امنای کتاب‌خانه‌های عمومی‌ی کشور، چاپ دوم، 1380

ــ آيين نگارش، محمد جواد شريعت، انتشارات اساطير، چاپ هفتم، 1375

ــ و ...

 

    4. راه‌نماي درس املا و …، ص42 (توی پرانتز تاکید می‌کنم که نام خانواده‌گی‌ی مولف هم با یک واو به ثبت رسیده ، که بدون ترديد این امر در زاييدن اين تبصره‌ها تاثير داشته است.)

 

5. صص202 و203 ، چاپ 1374

 

     6. راه‌نمای درس املا و … ، ص79

 

+ نوشته شده در 5:2
داوود ملك‌زاده
متولد 29 مهر 1361 آستارا
دانش‌جوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
شاعر، روزنامه‌نگار، مدرس

×

آثار منتشر شده:

1. شعر جوان آستارا (گزيده‌ي شعر شاعران جوان آستارا) چاپ اول 1384 ـ انتشارات فرهنگ ايليا

2. تهران براي شعر شدن شهر كوچكي‌ست (مجموعه‌ي شعر نو) چاپ اول 1386، چاپ دوم 1388 ، چاپ سوم 1391ـ انتشارات فرهنگ ايليا

3. دو واو (مجموعه‌ي رباعي) چاپ اول 1389، چاپ دوم 1390 ـ انتشارات فصل پنجم

4. آستارا؛ تنها بندر بي‌كشتي (مجموعه‌ي شعر نو) چاپ اول 1392، چاپ دوم 1394، چاپ سوم 1401ـ انتشارات نگاه

5. این زندگی پیامکی را دریاب!(مجموعه‌ی رباعی)، انتشارات آرادمان، چاپ اول، زمستان 1394

6. گزنه‌های گردنه (گزیده‌ی 45 شاعر کلاسیک و نوسرای آستارا)، انتشارات فرهنگ ایلیا، 1395

7. آچمز (مجموعه‌ی شعر نو)، چاپ اوینشر چشمه، 1397، چاپ دوم در انتشارات بلم، 1402

8. حوا خودش بهشت است (زندگی، شعر و طنز عمران صلاحی) ـ‌ نشر آرادمان و انتشارات بلم (مشترک)، 1398

9. فصل‌ها و داستان مدرسه (شعر کودکان)، انتشارات بلم، چاپ اول 1400، چاپ دوم 1402

10. آستارا به روایت عکس و شعر، انتشارات بلم، چاپ اول خرداد 1402، چاپ دوم اسفند 1402

11. لباس تازه‌ی پادشاه، هانس کریستین اندرسون (مشترک)

* * در دست انتشار:

12. دویدن دنبال اتوبوس (مجموعه‌ی شعر نو)

13. فارسی عمومی (درس‌نامه‌ی دانشگاهی)

14. آنتولوژی شعر آستارا (چاپ دوم و نکمیل‌شده‌ی گزنه‌های گردنه)

15. هکسره و شیوه‌ی نوشتار عامیانه به همراه نامه‌نگاری و مکاتبات اداری (درس‌نامه‌ی دانشگاهی)

16. گئجه‌یاری (مجموعه‌ی اشعار ترکی)

17. دیوان داوود (مجموعه‌ای از اشعار فارسی)

18. سرهنگ‌های بی‌ستاره (روایت ـ خاطره)