
... منتشر شد

نام كتاب: تهران براي شعر شدن شهر كوچكيست
شاعر: داوود ملكزاده، ۱۳۶۱
چاپ اول، ۱۳۸۶
ناشر: فرهنگ ايليا
تعداد صفحات ۹۵
تيراژ ۱۱۰۰ نسخه
قميت ۱۳۰۰ تومان
سرانجام بعد از گذشت بيش از يكسال از زمان سپردن مجموعهي شعرم به ناشر و حذف شش شعر از آن، كتاب شعرم منتشر شد. از جمله شعرهاي حذف شده چاهار شعر دربارهي تهران بود كه خيلي در ارتباط با مجموعهام بود و ميتوانم بگويم كه براي كتاب شعرم خوشايند نبود!
در اين مجموعه ۶۱ شعر به چاپ رسيده و شعرها در بر گيرندهي سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۵ است.
و تو در شهر ناشناخته ماندهاي
شهر را به نام من ميشناسند
و من
مثل واوهايام غريبام.
من آن شاعري هستم
كه در تو زندهگي ميكند.
ما را
ـ فعلن ـ
كسي نمي شناسد
جز پستچيي محله
كه اين نشاني را
هرگز فراموش نمي كند:
«آستارا، خيابان حافظ، برسد به دست داوود»
تابستان 84
دزدانه
براي همسايهي آپارتماننشين
دلام ميسوزد
كه صداي بلبل را در زنگ موبايل ميشنود،
و جنگل را در مستندهاي راز بقا ميبيند.
خوش به حالام
ـ كه مادرم ـ
جنگل را در باغچه كاشته است
و كودك همسايه
ـ دزدانه ـ
به آواز بلبل گوش ميكند.
ارديبهشت 85
اقرار
«گرم ياد آوري يا نه / من از يادت نميكاهم» (نيما)
حتا اگر
يك در ميان
به خاطرت بيايم
تو،
سطر پيوستهي شعرهاي مني
در اين روزهاي دغدغه و درس
ـ مثل نكتهاي ظريف و ملوس ـ
جاهاي خاليام را پر ميكني.
حالا
فرقي نميكند كجا باشم
چه بپوشم
كتيرا بزنم يا نه،
با اين همه
وقتي ميگويم: «دوستات دارم»
يعني هميشه ـ
حتا ساعتهاي غيراداري
و روزهاي تعطيل!
پاييز 84
جيك جيك
جيك جيك را
ـ مادرت ـ همين ديروز
براي تو هجي كرده است
و تو امروز
بيهيچ صدايي
خود را خروس ميخواني
و غرور خويش را
براي مرغكان اين باغ
به مزايده گذاشتهاي.
آذر 79
باربارز 2
با زيباترين گلها به ملاقاتام بيا!
اما يادت باشد
به گلفروش بسپار
بوي گلها را در باغچهي خودش نگهدارد
اصلن برايام گل مصنوعي بياور
و چند قطره از عطر خودت را
كه در آن ميپاشي
نه نه، صبر كن!
لطفن همهي اينها را
فراموش كن!
خودت بيا!
فقط
زود!
آبان 84
شب امتحان
چرت بين فصلها
مثل خواب اصحاب غار است
يك سطر ميخوابم
يك عمر ميگذرد.
ديماه 84
واونامه 2
و اين منام
ـ داوود ـ
«واو»هایام را
که بلند میکنند؛
«داد»م بلندتر میشود.
خرداد 81
حوّل حالنا
بيخيال تقويمها
هر روز
سال نويي را آغاز ميكنم.
دعاي تحويل سال
با لبهاي تو
مستجاب ميشود
وقتي كه مرا حالي به حالي ميكني...
نوروز 85
سوايلاني 3
همان مار آبي هستم
كه گاه به كوير ميرود
و از خواهر بزرگاش
ـ كبرا ـ
دندان كرايه ميكند.
(سو ايلاني: مار آبي)
فروردين 85
* * *
مراكز عرضهي مجموعهي شعر «تهران براي شعر شدن شهر كوچكيست»
ـ آستارا
1. كتابفروشيي رومينا، روبهروي هلال احمر
2. كتابفروشيي مولانا، چاهارراه فارابي
3. لوازمالتحرير دانش، سه راه آبروان
ـ اردبيل
1. كتابسراي فردين، بازار مدني
2. كتابفروشيي ياوريان، به طرف عاليقاپو
3. مطبوعاتيي نجفي، مابين چاهارراه و شريعتي
ـ تالش
مطبوعاتيي بيرامي
ـ خوي
مطبوعاتيي استاد شهريار، روبهروي سراي خان
ـ رشت
ـ مشهد
کتابفروشيي هيواد، بين جنت و مدرس
ـ نوشهر
ـ بابل