
اجباري
مثل سربازي گمنام
ـ كه با عشق به وطن ـ
به جبهه ميرود
دوستات دارم،
مثل سرباز وظيفه
ـ كه مجبور است بجنگد ـ
دوستات دارم.
تو
مين ميدانهاي جنگي هستي
كه يك روز به جاي دشمن
زير پاي من
منفجر ميشوي.
۲
نه داوود نبي هستم
و نه عصايي در دستام دارم.
شاعري كودك
در شهري كوچك و خيسام
چتري دارم كه گاه بالاي سرم راه ميرود
و گاهي عصاي دلتنگيام ميشود
در عصرهاي پاييز.
حتا مار آبي هم نيستم
و تو اژدها خيالام ميكني.
پنجرهاي كوچكام
كه به دنيايي بزرگ باز ميشود
و سراغ تو را ميگيرد.
مجموعهي "تهران براي شعر شدن شهر كوچكيست"
نامزد دريافت كتاب سال شعر جوان شد

دفتر شعر جوان از بين 170 اثر رسيده به دبيرخانه 20 كتاب را انتخاب كرده و تا 28 آبان، هفت كتاب از اين تعداد را به عنوان برندهي نهايي كتاب شعر جوان سال برميگزيند.
خبر كامل در رابطه با اين موضوع و مشاهدهي اسامیی كامل نامزدهاي دريافت جايزهي سال كتاب شعر جوان را ميتوانيد در اينجا بخوانيد.